تبليغاتX
لبگزه - 140- قلم چی ... وقف عام

لبگزه

140- قلم چی ... وقف عام

 
نمی دانم تا حالا موقع عبور از خیابان انقلاب تابلوی بنیاد آموزشی قلم چی را دیده اید یا نه؟ همان جا که با خط نستعلیق درشت و به رنگ طلایی روی دیوار ساختمانش نوشته شده است: وقف عام

کاظم قلم چی را سه چهار سالی بود که می شناختم . از روزی که برای یک قرارداد آموزشی به دفترم آمده بود. آن روز مثل همه ی تاجرهای دیگر دیدمش و در همان حد و اندازه با او رفتار کردم. تاجری که متاعش آموزش است و شیوه ای ابتکاری برای پول درآوردن...

                                         

این عبارت  "وقف عام"  مدتی بود وسوسه ام می کرد.. يعني اگر خود قلم چي را نديده و نشناخته بودم باورم نمي شد كه او امروز زنده باشد. يعني فكر مي كردم اين موقوفه مثل بسياري از موقوفات ديگر مربوط به حداقل صد يا دويست سال پيش باشد. چرا كه متاسفانه سنت زيباي وقف تا حدود زيادي فراموش شده است. يعني مدرنيسم و زندگي هاي تشريفاتي و مصرفي ديگر مجالي براي وقف نمي گذارد.

به هر حال چند روز پیش بود كه نزدش رفتم .. دلیل رفتنم هم باور کنید موضوع مادی نبود. من یک پسر پیش دانشگاهی دارم که از آزمون های کانون استفاده می کند و آن هم مثل همه ی مردم پول به حساب ریخته و استفاده می کند. رفتن من به خاطر یک مشورت بود در باره ی وقف. 
شرکتی هست  مال بعضی از دوستان و همکاران که خیلی موفق بوده و توانسته سود و ارزش افزوده ی خوبی را به دست بیاورد.  این دوستان مدتی است هوایی شده اند که شرکت را وقف حضرت ابوفاصل کنند تا به نام آن بزرگوار در کارهای عام المنفعه  ـــ‌ و البته نه از نوع کمیته ی امدادی یا بهزیستی یا درمانگاه خیریه ای و ... که امور عام المنفعه ی آموزشی و توسعه فرهنگی اقتصادی کشور  ـــ  فعاليتش را ادامه دهد.
اما اين  كه آيا آينده چه مي شود و برخورد اوقاف با آن چگونه خواهد بود و آيا نيت ما كه نيت توسعه ي علمي آموزشي و فرهنگي است بعد از فوت صاحبان فعلي ادامه پيدا مي كند يا اينكه اوقاف و متوليان بعدي هر جور كه خودشان مصلحت بدانند براي اهداف ديگري ادامه ي مسير مي دهند و ... 

من براي مشورت در اين زمينه و دغدغه هايي كه اين ماجرا به همراه داشت پيش آقاي قلم چي رفته بودم. خيلی محبت کرد و قرار شد افطار فردایش را هم با هم بخوریم تا یکی از کارشناسان اوقاف را هم دعوت كند و بيشتر بررسي كنيم.
بايد اعتراف كنم كه نگاهم به كاظم قلم چي عوض شد... بزرگترين مركز آموزشي با اين همه درآمد سرشار و كلان ... در يگ اقدام خداپسندانه وقف عام مي شود و امروز بچه هاي با استعداد و بي بضاعت اين مرز و بوم ، از امكانات آن به طور رايگان و حتي بورسيه اي استفاده مي كنند و به دانشگاه ها  راه مي يابند.

خودش مي گفت: هيچ كاري بدون دغدغه ها و نگراني هاي خاص خودش وجود ندارد؛ ولي من خيلي به آينده فكر نمي كنم كه چه خواهد شد. همين قدر مي دانم كه اين موسسه راه خودش را پيدا كرده و به پيش خواهد رفت. اگر هم تغييرات يا تصرفاتي در آن صورت بگيرد آنقدر نيست كه اصلش را تحت تاثير قرار بدهد و دچار وقفه كند. تازه خوشحال هستم كه با اين كار و نصب اين تابلو، سنت حسنه ي وقف را هم به نحوي تبليغ كرده و مي كنيم؛ چيزي كه باعث شده تو و امثال تو به سراغمان بياييد و در باره ي اقدام خداپسندانه وقف مشورت كنيد..
با يك اطمينان خاطر مي گفت: مگر نه آنكه پيامبر صلي الله عليه و اله وسلم فرموده است «نقل به مضمون»: رشته ي عمل انسان با مرگ او بريده مي شود مگر با سه چيز: صدقه ي جاريه ( يعني خيراتي كه بعد از مرگ هم استمرار  داشته باشد ) علمي كه همواره به مردم منفعت برساند و فرزند صالحي كه براي والدين دعاي خير كند. 

و امروز... كاظم قلم چي در سراسر كشور كلي فرزند دعاگو دارد... خودش مي گفت: خيلي ها به من مي گويند عمو كاظم... 
                                                             درود بر كاظم قلم چي

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 15:39  توسط سید محمد رضا واحدی  |